آخرین روز 8 ماهگی
عشق مامان سلام امروز آخرین روز 8 ماهگی پسر عزیزمه الان دیگه قشنگ چهار دست و پا راه میری توی روروئک راه میری با اسباب بازیات بازی میکنی برات مکعب هاتو میچینم و با یه ضربه میندازیشون و میخندی حلقه هوشتم میریزی و با حلقه ها بازی میکنی . که البته بیشتر تو دهنت میذاریشون با هم توپ بازی هم میکنیم و کم کم داری یاذ میگیری که توپو سمت من پرتاب کنی دد هم میگی جلو آینه که میبرمت میخندی و دماغتو میچسبونی به آینه و با خودت میخندی همشم دلت میخواد بغلت کنیم میری بغل بابا رضا و موهای دست و سینشو میکشی و اون جیغ میزنه و تو میخندی گوش بابا رضا رو هم هی میکشی و میخندی وقتی میریم خونه بابا بزرگ میری بغل بابا بزرگ و ریش بابا ج...



